جمال رضايى

650

بيرجندنامه ( فارسى )

لازمى را ترك كرده‌اند و " نحوست " آن دامنگيرشان خواهد شد . " جنگ سردهى - ته‌دهى " از نوع جنگهايى بوده كه به نام " حيدرى - نعمتى " معروف است و ميان طرفداران و مريدان دو صوفى و عارف و قطب بزرگ " قطب الدّين حيدر " و " شاه نعمت اللّه ولى " روى مىداده است و اصطلاح " جنگ حيدرى - نعمتى " از اين جنگ‌ها پيدا شده است . در مورد جنگ " سردهى - ته‌دهى " مىتوان تصوّر كرد كه برخى از حاكمان محلّى براى آن‌كه مردم متّحد نباشند و دشمنى آنان پايدار باشد به اين جنگ دامن مىزده‌اند زيرا چنين خصومتى ميان هواداران اميران محلّى نيز گاهى روى مىداده است . چنان كه مناقشه و ستيزهء ميان دو امير محلّى زمان پژوهش ما در بيرجند - كه خويشاوند نزديك هم بوده‌اند - گاه به طرفداران و هواخواهان آنها سرايت مىكرده و دو گروه به جان هم مىافتاده‌اند . اين ستيزه‌جويىها به " شوكت الملكى - حسام الدّوله‌اى " معروف بوده و هنوز اين نام فراموش نگرديده است . 5 - چراقا [ ن ] ceraqo [ n ] ( چراغان ) : واژهء " چراغان " فارسى در گويش بيرجند " چراقا [ ن ] ceraqo [ n ] " تلفّظ مىشود و آن عبارت از آذين و آيين بستن كوچه‌ها ، ميدان‌ها ، خانه‌ها ( بويژه سردر آنها ) و . . . با " چراغ " و روشن نگه داشتن آنها در شب " است . در اين آذين بستن به " چراغ " تنها اكتفا نمىكردند بلكه ديوارها را نيز با قالى و پارچه‌ها و پرده‌هاى زينتى الوان زينت مىنمودند . به " چراقا [ ن ] « 1 » در بيرجند " چراقانى " هم گفته مىشود كه برابر با چراغانى " فارسى است . در سراسر ايران - و بلكه در سراسر جهان - رسم بوده و هست كه در جشنهاى بزرگ ملّى و اعياد دينى و مذهبى " چراغان " يا " چراغانى " مىكردند و مىكنند و با اين آيين جلوه و شكوهى به جشن و عيد مىدادند و مىدهند . در بيرجند زمان پژوهش ما نيز اين آيين معمول و مرسوم بود و به نسبت مورد باشكوه بيشتر يا كمتر اجرا مىشد ، حتّى در جشن‌هاى خانوادگى مانند عروسى و ختنه سوران ( مانند ساير جاها ) چراغانى مىكردند . بزرگترين چراغانى بيرجند در شب نيمهء شعبان ، تولّد حضرت قائم ( ع ) برگزار مىشد ؛ در اين شب در بازار و برخى ميدانها و بعضى از مساجد و حسينيّه‌ها چراغانى مىكردند كه بزرگترين و باشكوه‌ترين آن‌ها در " حسينيّه شوكتيّهء " ( امام

--> ( 1 ) . " چراقا [ ن ] " در گويش بيرجند جمع واژهء " چراق ( - چراغ ) نيز هست .